از اَ سر
راستش نوشتن تو بلاگفا راحت تره . خوب خوب یادم نرفته که n وقته می خواهم یه سایت بزنم و این کار را نمی کنم . و این هیچ ربطی به این نداره که نمی دانم اسمش را چی می خواهم بگذارم یا اصلا چه شکلی می خواهم باشد یا اینکه اصلا کسی نیست که برام طراحیش کنه . اصلا هم فکر نکنین من میرم وقت می گذارم و خودم این کار را می کنم که سخت در اشتباهید. البته اگر هنوز قانع نشدید باید بگویم به من چه . اصلا به کسی چه که من کجا می نویسم و چی ، نه؟ اوه اوه چه قدر فاشیستی شد.فاشیستی بهش می گن؟؟ نمی دونم تو رو خدا گیر ندین . به اندازه کافی مغزم به fuck رفته این چند وقت . البته این نکته را هیچ وقتِ خدا بلد نبودم. خوب دیگه چه خبر؟ یا به قول ِ یکی از بچه ها اصل حالت چطوره. چه قدر بی ربط بود. اصلا تعجب نکنید هان این "رها"ی اینجا همون سورملینای خودمونه فقط امروز یک کمی داغونه . شاید از دفعات بعد باز هم از اون ...شعر ها بنویسد براتون . اما خداییش خیلی باحاله که فردا شب دوباره شبِ یلداست.این دفعه برای کی باید مرثیه بگویم؟هان؟؟ کسی می داند؟؟؟
خوب این پست را نوشتم ته به قولِ ما کرمونی ها سُکِش شکسته شه (این ننوشتنه ). سعی می کنم زیاد بنویسم .بیشتر از اینکه نگران شما باشم که یه مدت قینوسِ (این هم کرمانی بود ) خون ِتان افتاده باشد پایین، برای خودم خیلی خوبه.
تا بعد
پ.ن . اسم پست هم کرمونی بود. یعنی دوباره !!!!!!!وای چه قدر من با نمک شدم امروز
خوب این پست را نوشتم ته به قولِ ما کرمونی ها سُکِش شکسته شه (این ننوشتنه ). سعی می کنم زیاد بنویسم .بیشتر از اینکه نگران شما باشم که یه مدت قینوسِ (این هم کرمانی بود ) خون ِتان افتاده باشد پایین، برای خودم خیلی خوبه.
تا بعد
پ.ن . اسم پست هم کرمونی بود. یعنی دوباره !!!!!!!وای چه قدر من با نمک شدم امروز
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 17:5 توسط سورمه
|