بغض بی پایان

انگار که هیچ وقت بغض من از دیدن تصاویر سال گذشته تمام نخواهد شد٫ عکس بالا٫ یکی از عکسهای برگزیده مجله ی لایف در سال گذشته است٫ که به حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران اشاره دارد.


از وقتی که فیس بوک نمی رم٫ انگار دیگه تو اینترنت کاری ندارم٫ یه سری به یاهو مسنجر می زنم و این قدر وقتم را هدر می دهم تا یکی بیاد که بشه بقیه وقت را باهاش هدر داد!!!! اما خداییش باز هم کمتر از فیس بوک بیچاره کننده است.

اوضاع و احوال چندان تعریفی نداره٫ دیروز رفتم دانشگاه فهمیدم که وقت دفاع ها از نیمه ی دی ماه شروع می شه٫ یه چیزی تو مایه های سکته بود!!! و من هنوز اندر خم یک کوچه ام.

یه قطعه ی آوازی جدید دارم که هنوز شروعش نکردم٫اما خوبیش به اینه که به استاد سخت گیرم گفتم این یکی دو ماه خیلی بهم کاری نداشته باشد و اون هم قبول کرده٫ خوبه والله یکی این وسط آدمو درک می کنه.

گوگوش آکادمی را می بینین؟؟؟ اولها فکر می کردم فروغ خوب می خونه٫ البته از خودش هم خیلی خوشم می آید٫ اما این آخرین دفعه که آهنگ مهستی را خوند٫ به نظرم یکی از حذفی های دفعه بعد باید باشه٫ که از بین ۵ تای آخر انتخاب می شه٫ واقعا بد می خونه٫ تو اینها ارغوان فکر می کنم از همه بیشتر شانس داشته باشه و البته سروش.

خوب خوشم می آید از هر دری یه حرفی زدم٫ جالبیش به اینه شک دارم کسی اینجا را بخونه٫ چه میشه کرد٫ این اعتیاد اینترنت و به اشتراک گذاشتن حرفها و شنیده ها٫ حالا حالا ها از سر من نمی افته.

فعلا