هذیان
دی دلی دلی دلی . دی دلی دلی دلی ی ی ی .
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم.....
خودم را چه؟ هوس بر باد دادنم کرده است و آزاد و رها. به قول خارجکیها :FREE
ناز کن یاد مکن تا مکنی بنیادم.
شهره شهر شوم یا نه؟ سر در کوه نهم یا نه؟؟
او رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس.
شراب می خواهم و مستی . پای کوبم بر زمین و هستی. آه شعر می گویی؟ قافیه و وزن ندارد.
خدا هوس ِنیستی بد زده به کله ام. تو سرم پیچ می زنی و می روی بالا.
رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم....
که از سرو کنی آزادم.
دی دلی دلی دلی دلی......
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم.....
خودم را چه؟ هوس بر باد دادنم کرده است و آزاد و رها. به قول خارجکیها :FREE
ناز کن یاد مکن تا مکنی بنیادم.
شهره شهر شوم یا نه؟ سر در کوه نهم یا نه؟؟
او رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس.
شراب می خواهم و مستی . پای کوبم بر زمین و هستی. آه شعر می گویی؟ قافیه و وزن ندارد.
خدا هوس ِنیستی بد زده به کله ام. تو سرم پیچ می زنی و می روی بالا.
رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم....
که از سرو کنی آزادم.
دی دلی دلی دلی دلی......
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 20:22 توسط سورمه
|