نمایشگاه کتاب
برای خالی نبودن عریضه امروز رفتم نمایشگاه. بماند که چقدر گرم بود و منم نمی دونم چرا جوگیر شده بودم و کلی ژیگول کرده بودم. برای اولین بار تنها رفتم و به شدت از این امر خوشحالم. چیه هلک هلک یه مشت آدم راه می افتند تو این شلوغی و هاگیر واگیر دنبال هم، یه دفعه این یکی تشنشه، اون یکی جیش داره، اون یکی خسته شده، یکی دلش سیب زمینی سرخ کرده می خواهد، یکی غر می زنه که چقدر وقت تلف می کنین( این آخریش خودمم). خلاصه که امروز کلی حال کردم. ولی حال و حوصله کتاب خریدن نداشتم، هنوز کتابهایی را که پارسال خریدم، درست و حسابی نخوندم. اما طبق رسالتی که داشتم به چند تا از نشرها سر زدم، از جمله نشرنی و مرکز و ثالث و ققنوس. و فقط ققنوس بود که منو سر تعهدم نگه داشت و باعث شد 2 تا کتاب بخرم، 3-2 تا هم کتاب معماری و والسلام.
پ.ن.آخیش بالاخره جامعه نشر، امسالشون هم به خیرمی گذره. می دونم، سخته براتون درک این حس و حال تعهد، اما خوب من دیگه بهش عادت کردم. چه میشه کرد....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 22:59 توسط سورمه
|